هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
240
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
براى او خطرى پديد نمىآورد . از اينرو با نظر حارث همراهى نكرد و از وى خواست كه به نزد او بيايد تا در زيارت بيت المقدس وى را همراهى كند . او تصور نمىكرد اين دعوت پيامبر به يارى خداوند به زودى به موفقيت خواهد انجاميد ، و سرزمين شام و فلسطين و بيشتر مناطقى كه در زير فرمان روميان است پس از اندك سالى در برابر دينى كه امروز پيامبر او را به آن فرامىخواند سر فرود خواهد آورد . ( 1 ) پاسخ مقوس در مصر بگونهاى ديگر بود . وى فرستادهء پيامبر ( ص ) را گرامى داشت و او را به خوبى پذيرائى نمود ، و فرستادگانى به سوى پيامبر روانه كرد كه حاوى اعتراف وى به پيدايش پيامبرى در آن روزگار بود . ولى به پندار وى آن پيامبر نخست از سرزمين شام دعوت خود را آغاز خواهد كرد نه از حجاز . وى همراه فرستادهء خود دو كنيز و استرى سفيد و الاغى و مقدارى مال براى پيامبر فرستاد . آن حضرت بخاطر سپاسگزارى از خوشرفتارى وى هداياى او را پذيرفت . ( 2 ) پاسخ نجاشى نيز نيكو بود ، زيرا برخوردهاى پيشين وى با مسلمانان كه به او پناه برده بودند به نيكانديشى وى گواهى مىدهد . وى آنان را گرامى داشت ، و همهء وسايل آسايش را براى آنان فراهم ساخت و رمله دختر ابو سفيان را بنا به درخواست پيامبر به ازدواج او در آورد . و هنگامى كه مسلمانان از حبشه بازگشتند دو كشتى با هر آنچه نياز داشتند براى ايشان آماده ساخت ، و بوسيلهء آنها ايشان را به سواحل حجاز انتقال داد . فرمانروايان يمامه و عمان نيز با دعوت پيامبر ( ص ) مخالفت نكرده و باب مذاكره را ميان خود و پيامبر باز گذاردند . از ميان ايشان منذر بن ساور عبدى اسلام آورد و مردم را به اسلام دعوت كرد و نامهاى در اين زمينه به پيامبر نگاشت . پيامبر او را به عنوان كارگزار خويش بر آن منطقه باقى گذارد . « 1 »
--> ( 1 ) - ما در زمينهء نامههاى پيامبر و فرستادگانش به سوى پادشاهان و فرمانروايان و پاسخهاى گوناگون ايشان ، به آنچه استاد هيكل در اين زمينه نگاشته است استناد كرديم .